خرید بک لینک
داشتم تو کوچه قدم میزدم سمت خونه.تنها،شب جمعه.بعد از ساعت ها کار تنها.

یه لحظه آرزو کردم یه جوون پولدار با ماشین باباش تو کوچه گاز بده از پشت بزنه بهم.اینجوری دو تا اتفاق خوب میفته.هم اون بدبخت میشه.هم من راحت.

ولی قرار نیس بدبختا به آرزوهاشون برسن

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

صفحه بندی